افزونه جلالی را نصب کنید. Friday, 5 June , 2026
0

جنگ اقلیمی؛ از گمانه‌های عمومی تا ضرورت ورود دانشگاه‌ها به یک مناقشه امنیتی

  • کد خبر : 12807
  • ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۷
جنگ اقلیمی؛ از گمانه‌های عمومی تا ضرورت ورود دانشگاه‌ها به یک مناقشه امنیتی
احمد روشنی*

جید- طی دهه‌های اخیر، خشکسالی‌های ممتد، کاهش منابع آبی و رخدادهای حدی جوی در ایران، ابعادی فراتر از نوسانات طبیعی اقلیم یافته و پرسش‌های راهبردی را برای مدیران و نخبگان کشور مطرح ساخته است. در کنار تحلیل‌های مستند علمی از پیامدهای گرمایش جهانی، گمانه‌زنی‌هایی درباره وجود برنامه‌های پنهان «جنگ اقلیمی» علیه ایران شکل گرفته است؛ گمانه‌هایی که پس از رخدادهای اخیر و تقارن بارش‌های سیل‌آسا با قطع پروازهای خارجی بر فراز کشور، شدت بیشتری گرفت. صرف‌نظر از صحت یا سقم این گمانه‌ها، طرح گسترده آن‌ها در افکار عمومی و نبودیا ارائه دیرهنگام پاسخ علمی از سوی نهادهای تخصصی، بیانگر یک خلأ جدی در ساختار علمی و امنیتی کشور است. این نوشتار می‌کوشد با مروری مستند بر مفهوم «جنگ اقلیمی» و سابقه آن، ضرورت ایجاد مراکز علمی و پژوهشی دانشگاهی را برای پر کردن این شکاف تبیین نماید.

«جنگ اقلیمی» به استفاده عامدانه و خصمانه از فنون تعدیل محیط زیست، شامل دستکاری عناصر جوی، اقلیمی یا ژئوفیزیکی، با اهداف نظامی، اقتصادی یا ژئواستراتژیک اطلاق می‌شود. این مفهوم از «تغییر اقلیم انسان‌ساخت ناخواسته» که پیامد جانبی فعالیت‌های صنعتی است، متمایز می‌باشد؛ چراکه مستلزم قصد و نیت خصمانه است. اهمیت راهبردی آن از سه ویژگی مقیاس‌پذیری بالا، انکارپذیری ذاتی و عملکرد به عنوان «تشدیدکننده تهدید» در ابعاد امنیت غذایی، آبی و اجتماعی ناشی می‌شود. نگرانی‌های بین‌المللی در این زمینه به تصویب کنوانسیون ENMOD در سال ۱۹۷۶ انجامید که استفاده خصمانه از فنون تعدیل محیط زیست را ممنوع کرده است.

دامنه روش‌های جنگ اقلیمی بسیار گسترده و چندلایه است. در سطح عملیاتی، فناوری‌های «تعدیل آب و هوا» مانند بارورسازی ابرها با تزریق یدید نقره یا مواد نم‌گیر به ابرهای مستعد، در بسیاری از کشورها برای افزایش بارش یا سرکوب تگرگ به کار می‌روند. در سطح کلان‌مقیاس، مفاهیم «مهندسی اقلیم» نظیر تزریق هواویزهای استراتوسفری برای بازتاباندن نور خورشید، گرچه هنوز عملیاتی نشده، اما پتنت‌ها و مقالات علمی متعددی را به خود اختصاص داده است. در مرز میان علم و گمانه‌زنی نیز پروژه‌هایی مانند هارپ (HAARP) در آلاسکا با هدف مطالعه یونوسفر فعالیت می‌کنند که در تئوری‌های تسلیحاتی به توانایی تأثیرگذاری بر الگوهای جوی متهم می‌شوند. در کنار این‌ها، تئوری‌های پاشش شیمیایی جوی (Chemtrails) با وجود رد علمی قاطع از سوی متخصصان، به دلیل تأثیرگذاری بر افکار عمومی از منظر جنگ شناختی حائز اهمیت هستند.

سابقه تاریخی نیز گواه آن است که ایده تسلیحاتی‌سازی آب و هوا صرفاً در حد خیال‌پردازی نیست. مستندترین نمونه، «پروژه پاپای» (Project Popeye) در جنگ ویتنام (۱۹۶۷-۱۹۷۲) است که طی آن نیروی هوایی آمریکا با ۲۶۰۲ سورتی پرواز، ابرهای مسیر هوشی مین را بارور کرد تا با افزایش بارندگی، لجستیک دشمن را مختل سازد. افشای این عملیات به شکل‌گیری کنوانسیون ENMOD انجامید. همچنین ادعاهایی درباره عملیات مشابه علیه کوبا و پروژه‌های تحقیقاتی اولیه مانند PACER مطرح است که نشان‌دهنده تمایل تاریخی قدرت‌ها به دستکاری اقلیم با اهداف خصمانه می‌باشد.

با این همه، ساختار علمی و اجرایی کشور در مواجهه با این حوزه نوپدید، دچار ضعف راهبردی عمیقی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که تمامی فعالیت‌های کشور در زمینه مداخلات جوی، از آغاز در سال ۱۳۵۳ تاکنون، منحصراً بر «بارورسازی ابرها» با اهداف تأمین آب متمرکز بوده و در چارچوب وظایف وزارت نیرو و سازمان هواشناسی تعریف شده است. سازمان هواشناسی صرفاً به پایش کمیت‌های ترمودینامیکی جو می‌پردازد و وزارت نیرو نیز باروری ابرها را تنها به‌عنوان یک «ابزار مهندسی آب» مدیریت می‌کند. موضوعات حیاتی دیگری چون پایش فعالیت‌های تأسیسات یونوسفری جهان، تحلیل شیمی جو برای ردیابی پاشش‌های غیرعادی، مدل‌سازی سناریوهای مداخله خصمانه، پیگیری حقوقی نقض کنوانسیون ENMOD، و تحلیل عملیات روانی مرتبط با تئوری‌های توطئه اقلیمی، کاملاً خارج از مأموریت این نهادها قرار دارد و متولی مشخصی در کشور ندارند.

این خلأ در شرایطی است که دشمنانی تا دندان مسلح و فاقد ملاحظات اخلاقی، از همه ابزارهای موجود علیه امنیت ملی کشور بهره می‌گیرند. از این رو، ضرورت دارد که دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور به عنوان کانون‌های اصلی تولید دانش و تربیت نیروی متخصص، به این عرصه ورود کنند و با تأسیس مراکز علمی و پژوهشی میان‌رشته‌ای در زمینه «مطالعات راهبردی جنگ اقلیمی»، شکاف موجود را پر نمایند. چنین مراکزی قادر خواهند بود با گردهم‌آوردن متخصصانی از حوزه‌های گوناگون از جمله علوم جوی، فیزیک فضا، شیمی محیط زیست، حقوق بین‌الملل، مهندسی دفاعی و علوم شناختی، به پایش مستمر تهدیدات، تحلیل علمی رویدادهای مشکوک، و ارائه راهکارهای عملیاتی به نهادهای حاکمیتی بپردازند. به‌موازات آن، این مراکز می‌توانند از طریق طراحی و ارائه دروس و گرایش‌های میان‌رشته‌ای در مقاطع تحصیلات تکمیلی، نسل جدیدی از پژوهشگران مسلط به ابعاد علمی و راهبردی جنگ اقلیمی را تربیت کنند.

تأسیس چنین مراکزی در دانشگاه‌های کشور، نه تنها به تقویت بنیه دفاعی و امنیتی در برابر تهدیدات نوپدید می‌انجامد، بلکه جایگاه دانشگاه‌های ایرانی را به عنوان مرجع علمی در این حوزه در سطح منطقه و جهان ارتقا خواهد داد. ایران به عنوان کشوری که امروز با پدیده‌های حدی اقلیمی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نمی‌تواند نسبت به احتمال وقوع جنگ اقلیمی بی‌تفاوت بماند. از اساتید دانشگاه، مدیران آموزش عالی و سیاست‌گذاران کشور انتظار می‌رود با درک اهمیت این موضوع، از راه‌اندازی این مراکز حمایت کرده و مسیر تبدیل یک تهدید مبهم به فرصتی برای جهش علمی و امنیتی کشور را هموار سازند.

*اقلیم شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

لینک کوتاه : https://jayed.ir/?p=12807

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.