به گزارش گروه فرهنگ و هنر جید، احسان ناظم بکایی نویسنده کتابهای «ایران در عصر امامان»، مجموعه ۲۵جلدی «متولد تهران» و رمان «اثیر»، چندین فیلمنامه مستند، فعال فرهنگی و از عوامل رسانهای سریال «سلمان فارسی» با خبرنگار فرهنگی جید به گفتوگو نشست که مشروح آن به شرح ذیل میباشد.
جید: چرا ساخت سریال «سلمان فارسی» انقدر طولانی شد؟
ناظم بکایی: این سریال به عنوان بزرگترین اثر تاریخ نمایش ایران است و در واقع به نوعی یکجور ریل گذاری برای ساخت سریالهایی است که مربوط به دوران انتقال از عصر ایران باستان به عصر ایران اسلامی میشود و طبیعتاً بسیاری از اولینها را در این سریال خواهیم دید. در واقع هماهنگ کردن و ایجاد همچین فضایی زمانبر است ضمن اینکه بسیاری از اتفاقات از کرونا گرفته تا اتفاقات اجتماعی-سیاسی در همین یک سال اخیر، دوتا جنگ و… در سالهای اخیر افتاده و همه اینها تاثیرات خودش را میگذارد اما کاروان سلمان فارسی همچنان به مسیر خودش همچنان ادامه میدهد و انشالله که به زودی نتایجش را ببینیم.
جید: آیا مانند فیلم حضرت موسی که از ابتدا چندین بار کارگردان دستخوش تغییر شد که در نهایت کار به آقای حاتمی کیا رسید، تغییراتی هم در سلمان فارسی بوده است؟
ناظم بکایی: خیر. اصلاً نام سلمان فارسی با آقای میرباقری گره خورده است یعنی اگر شما به آرشیو مجلات و نشریاتی که در دهه ۶۰ و ۷۰ هم کار شده نگاه بکنید آقای میرباقری حتی موقعی که سریال امام علی (ع) را کلید میزند در همانجا اشاره میکند که بیش از ۲۰ یا ۳۰ سال است که درگیر نگارش این فیلمنامه هستند و سلمان فارسی و داوود میرباقری ضربان قلبشان با همدیگر است و حالا هم در بهترین حالت خودش پروژه سلمان فارسی را انجام میدهد.
جید: در طول تاریخ انقلاب اسلامی چندین سریال با عرق ملی-مذهبی-میهنی مانند سریال امام علی (ع)، مختارنامه، یوسف پیامبر، آقای جعفری جوزانی مانند در چشم باد از کارهای آقای دری مانند کیف انگلیسی بوده، کارهای آقای فتحی مثل مدار صفر درجه کارهای مهمی بودند که انجام شده است. آیا میتوان گفت سلمان فارسی به عنوان بزرگترین سریال استراتژیک ایران است؟
ناظم بکایی: سریال باید پخش بشود و بعد مورد قضاوت عمومی قرار بگیرد اما تصاویری که از پشت صحنه ها میشه دید و رضایتی که آقای میرباقری و تهیه کننده و سایر دوستان دارند به نظر میرسد که ما با یک سریال متفاوت طرف هستیم اما مهمتر از اینکه یک سریالی چقدر پرطمطراق است، کیفیت کار است. کیفیت یک سریال و اینکه سازنده آن، چقدر دغدغه داشته باشد و مسئله و باورش باشد، خیلی اهمیت دارد ایمان و اعتقادش پشت کار باشد. در این سالها ما فیلم ها و سریالهای زیادی را دیدیم که در حوزه تاریخ اسلام ساخته شد اما بسیاری از آنان اصلاً ماندگار نیست و اصلا دیده نشده و اصلاً خیلیهایشان اکران نشده است یا اینکه یک بار پخش شده اما بعضی از آثار هستند هربار که میبینید انگار تازه است. از «روز واقعه» گرفته تا «امام علی»، «مختارنامه»، «مسافر ری» و… رمز ماندگاری اینها این است که خود سازنده به خودش این کار را سفارش داده و زمانه هم با آن همراهی کرده وگرنه آن کارها ماندگار نمیشود. خیلی از کارگردانهای ما آمدند تغییر از حوزهای به حوزه دیگر رفتند اما موفق نبودند و در نهایت مجبور شدند به حوزه خودشان برگردند.
سریالی مثل «پوریای ولی» هم توسط استاد جعفری جوزانی در مراحل پیش تولیدش است. ما هر چقدر درباره این بزرگان فیلم بسازیم باز هم کم است. همین حال و هوای این روزها و حال و هوای ملی گرایی ما نشان میدهد که ما در حوزه نمایش خیلی دیر داریم وارد این فضاها میشویم و باید این کارها زودتر از اینها انجام میشد و مسئولیتش الزاما نباید بر دوش صدا و سیما باشد. خیلی از نهادهای فرهنگی ما مثل خود همین دانشگاه آزاد که در حوزه های رسانه هم کار میکند میتوانست وارد این حوزه بشود همچنان که مثلا سازمان اوج هم این اتفاق برایش افتاد و سپاه هم وارد این حوزه شد.
الان دوره نبردهای رسانهای و روایتهای رسانهای است و اینکه اگر دست بالا را نداشته باشید هر روایت دیگری عملاً میشود توجیه ماجرا و عملاً مانند مسابقه دویی میشود که دو سه دور عقبی از آن روایت اول تا به آن برسی تا توجیه کنی. در ساخت این سریالها و آثار استراتژیک همه باید دست به دست هم میدادند که این اتفاق بیفتد و خیلی اتفاق مبارکی است که فرآیند عمومی کشور به سمت یک ملی گرایی منطقی رفته که ملی گرایی دینی و ملی گرایی که ایران و اسلام را ممزوج میکند و در همدیگر حل شده هستند. بنابراین آثار باید در همین مسیر پیش برود. خیلی هم اتفاقاً سوژه زیاد است که نشان بدهیم که چقدر مسیر اسلام، مسیر تشیع و مسیر ایران همراه و همگن هستند و در کنار هم پیش میروند.
تاریخ پیش از اسلام هم اهمیت خیلی زیادی دارد. ما شخصیتهای بزرگی را داریم که باید بهش بپردازیم و بعد از اسلام هم همینطور و حالا با توجه به توسعه فناوریها حالا چه هوش مصنوعی چه خیلی از اتفاقات دیگر به نظر نمیرسد که کارها باید خیلی هم عریض و طویل و طولانی مدت باشد و به نظرم میشود با فیلم های سینمایی و حتی کارهای مشترک با منطقه، خیلی از اتفاقات بیفتد و به نظرم این ظرفیت وجود دارد.
جید: در بخشی از صحبتهای شما این نکته بود که «خیلی دیر داریم وارد این فضاها میشویم و باید این کارها زودتر از اینها انجام میشد» در صورتی که میبینیم بسیاری از آثار مطرح ما مانند یوسف پیامبر و مختارنامه پیشتازتر از بسیاری از کشورها بوده و سایر کشورها با الگوگیری از ما به سمت ساخت سریالهایی مثل «حشاشین» و «معاویه» رفتهاند و نهادهای حاکمیتی ما به بلوغ بیشتری نسبت به گذشته رسیدهاند.
ناظم بکایی: بالاخره ما یک نبرد رسانهای و هویتی در منطقه داریم که این شکی درش نیست اتفاقاً ما اول شروع کردیم که بقیه هم انجام دادند. شما فکر کنید سریال امام علی (ع) یا سریالهایی از این دست که شاید مثلاً ۳۰ سال گذشته ساخته شد اما نکته مهم بحث استمرار است. کار فرهنگی لازمهاش استمرار است نه اینکه فلان مسئول اگر فلان جا است این اتفاق بیفتد و نفر بعدی بیاد بگه نه این چی بود و برویم یک کار دیگری بکنیم. در کارهای استراتژیک باید آینده را دید، باید شما از بالا موقعیت را نگاه بکنید و نباید دچار روزمرگی بشوید. ببینیم که ۱۰ سال دیگه چه اتفاقی قرار است بیفتد. در همین حوزه راجع به سریال سلمان فارسی یا سریال های مشابه ما فرض را بر این میگیریم که این سریال قرار است سال بعد پخش بشود. ما در حوزههای دیگر چه ارزش های افزودهای داریم که بتوانند از این سریال را استفاده بکنند؟ در حوزه نشر ما چند کتاب درباره سلمان فارسی داریم که وقتی سریال پخش بشود بتواند مورد مراجعه قرار بگیرد؟
به سریال حشاشین اشاره کردید. پخش این سریال در ایران ممنوع بود ولی میدانیم که اصلا ما چیزی به اسم ممنوعیت در ایران نداریم و در همان زمان دو کار از حسن صباح «حشاشین» و «خداوند الموت» که خیلی هم قدیمی بود کتابفروشیها یکهو آوردند جلو. پخش سریال سلمان فارسی کرد حداقل دو سه سال طول خواهد کشید و احتمالاً با توجه به تعداد قسمتها، دهه بعد شاید دهه سلمان باشد و شاید خیلی از افراد نام فرزندانشان را روزبه و سلمان بگذارند و حتی در مسیر اربعین شاید یکی از راهها، راه سلمان نامگذاری بشود و مزار سلمان از این غربتی که دارد بیرون خواهد آمد. حالا از شما میپرسم در بازار کتاب ایران چند اثر درباره سلمان فارسی به صورت داستان و رمان که برای نسل جدید جذاب باشد وجود دارد؟ تقریبا در ۵۰ سال اخیر هیچی درباره این آدم نداریم و اگر انتشاراتی های ما در این حوزه کار بکنند از همین الان قابل تضمین است که هر اثری درباره سلمان فارسی چه در قالب رمان و چه در قالب کمیک استریپ فارغ از اینکه چه نسبتی با سریال دارد پرفروش خواهد شد.
جید: آیا خود شما قصد ندارید که کتابی درباره سلمان بنویسید؟
ناظم بکایی: هنوز نه. اعتقادم این است که شخصیتها باید به شما اجازه بدهند که دربارهشان کار کنید، فیلم بسازید و بنویسید. امیدوارم جناب سلمان این اجازه را به منم بدهد. شما ببینید وقتی گیم آف ترونز یا آثاری دیگر مثل هری پاتر و… خلق شده آن چیزی که اینها را استمرار میدهد اتفاقات پیرامونیاش و محصولات جانبیاش، کتاب هایش و… است و این باعث میشود که آدمها در ابعاد مختلف با آن درگیر باشند. وقتی سریال یانگوم پخش شد که اولین موج سریالهای کرهای بود ناخودآگاه ایرانی ها درگیر موضوع شدند، آشپزی کرهای و… بعد جومونگ آمد و استفاده از محصولات و لباسهای کرههای و بعدش یکهو بی تی اس آمد. در آنجا صنعت و فرهنگ با هم درآمیخته شده مثلاً یک شرکتی مثل ال جی و سامسونگ به عنوان اسپانسر پشت آنها قرار میگیرد در حالی که ما متاسفانه این اتصال را نداریم که یک شرکتی یا نهاد اقتصادی بیاید بگوید مثلا دغدغه من پوریای ولی، مثلا کوروش، سورنا یا هرکس دیگری است. گاهی توی پلتفرمهایمان همچین چیزی وجود دارد اما قصه پلتفرمها فرق دارد.
جید: آیا سریال سلمان فارسی هم مانند یوسف پیامبر که در شهرک سینمایی ساخته شد در یک لوکیشنی مثل شهرک سینمایی ساخته شده یا تعداد لوکیشنها متفاوت است؟ و آیا اصلا در خارج از کشور هم ضبط وجود داشته است؟
ناظم بکایی: اولا اینکه بخاطر ماجرای کرونا محدودیت هایی اتفاق افتاد اما خب لوکیشن های متعددی وجود دارد که بسته به شرایط کار است. شهرک های سه گانه سینمایی که پیرامون تهران است از غزالی گرفته تا دفاع مقدس و نور و همچنین از ظرفیت هایی که در منطقه جلفا، منطقه شاهرود و قشم وجود داشت استفاده شده و یک سفر کوتاهی را هم به ارمنستان انجام شده است. دکورهای ماندگاری هم در هر جایی که ضبط شده وجود دارد. برای سفر به خارج از ایران لزومی هم وجود ندارد از این نظر ظرفیتهای ایران پهناور و بالاست و هم اینکه ظرفیتهای فنی، محیطی و هم ظرفیت های انسانی خیلی بالاتر از نیاز است.
جید: در برنامه تلویزیونی «برمودا» چه سمتی دارید؟
ناظم بکایی: من از سال ۸۳ یا ۸۴ زمانی که همشهری جوان بودم با کامران نجفزاده یک دوستی قدیمی دارم. در آن زمان ایشان در عراق خبرنگار بود و ما باهم در تعامل بودیم و وقتی از نیویورک برگشته بود و میخواست این برنامه شروع بشود به من گفت که در اتاق فکر، طراحی سوالات و مهمانان کمک و همراهی بکنم.
جید: آیا در خبر ۲۰:۳۰ هم باهم همکاری داشتید؟
ناظم بکایی: در نیمه دهه ۸۰ مدتی را به عنوان دبیر خبر ۲۰:۳۰ فعالیت کردم. کامران نجف زاده با اینکه سفرهای خارج از کشور هم رفته بود و میرفت ولی دورادور در میان کارهایی که انجام میداد باهم در ارتباط بودیم و در بازگشتی هم که انجام دادن و تغییر فازی که از حوزه سیاسی به حوزه اجتماعی-فرهنگی داد لطف کرد و مجدد همکاریای را باهم شروع کردیم.
من فقط در بحث خبر در ۲۰:۳۰ کمک کردم و زمانی که راه افتاد که فکر کنم اوایل دهه ۸۰ بود به واسطه اینکه بافتش نسبت به فضای سنتی خبر چه در نگارش و چه در استفاده از گزارش ها متفاوت بود دستشان را بازتر گذاشته بودند ضمن اینکه یه طیفی هم از روزنامه نگارها با سابقه روزنامهنگاری مکتوب وارد میدان شدند و ساختار سنتی خبر را دگرگون کردند.
جید: شما هم کتاب نوشتین و هم فیلمنامه، کدومش مشکلتره؟
ناظم بکایی: تجربه کار در خبر به من یاد داد که برای تصویر، متن بنویسم و تا تصویر را نبینم نمینویسم. بنابراین سابقهای که ما در نگارش ساده و صریح نویسی در همشهری جوان و تلفیقش با نگارش خبری که در مبنایش باید تصویر و متن به هم بخورد، با آن سابقه و آن تجربه، نگارش فیلمنامه مستند هم سختی های خودش را دارد و هم جذابیت خودش را و تا یک حد زیادی به نظر میرسده کسی که نویسندگی مستند را انجام میدهد عملا کارگردانی کار را هم انجام میدهد زیرا در ذهنش تصاویر را میچیند و در مستندنویسی جذابیتش به نظرم همچین چیزی است که ماندگارتر از حوزه خبر است زیرا در آرشیو میماند و قابلیت مراجعه دارد اما شاید مثلا خبر خیلی این ویژگی نداشته باشد.
(پایان قسمت اول)
